|
 حقوقم یا حقوق شوهر، پدر شوهر و برادر شوهر در جلسات ضمن خدمت معلمان غیر از مشکلاتی که در زمینه تدریس مطرح می گردد. پای درد دل هم نشسته و به مشکلات هم گوش می دادیم. در یکی از همین جلسات خانم ترکمنی توجهم را جلب کرد. اسمش«م-د» بود. با قیافه ای افسرده در کنارم قرار گرفت. دلش پر بود و آماده درد و دل : - ما زنها چقدر بدبخت هستیم مخصوصاً زنان ترکمن از کودکی به ما یاد داده اند که مطیع باشیم ولی مطیع بودن تا چه حد ؟ من یک معلم هستم. از صبح مثل همسرم که اوهم کارمند شرکت است از خانه خارج می شوم شاید بیشتر از شوهرم در محل کارم مایه می گذارم.همه تواناییها و انرژیم را صرف بچه های مردم می کنیم ظهر که به خانه می آیم تازه کار اصلی من شروع می شود همسرم با روزنامه ای که در دست دارد منتظر غذاست و چایی, پس از غذا هم شستن و تمیز کردن خانه و ...
|