وقتي كه شماره 46 ياپراق منتشر گرديد بر روي جلد خود علامت سوال بر 47 را ديدم. ابتدا متوجه منظور آقاي قوجق نشدم اما سرمقاله را كه خواندم به ايما و اشاره آقاي قوجق پي بردم. ياپراق را به نهالي تشبيه كرده اند كه با علاقه و اشتياق فرهنگ مداران تركمن پا گرفته و با هزار زحمت بر پاي اين نهال آب ريخته شد، سطل به سطل آب دادند تا اينكه ياپراق درخت تنومندي گرديد. سپس هر روز مردم مي آمدند و از سايه ي آن استفاده مي كردند اما براي صاحب درخت ميوه و ثمره نميداد و ايجا بود كه علامت سوال بر روي شماره بعدي (47) نشست آيا به درختي كه ميوه ندارد باز هم آب بدهيم؟ دوست عزيز، استاد محترم آقاي قوجق باور كنيد در سرزمين ما بويژه در بين تركمن ها كه آشنا به گرماي سوزان صحرا هستيم، وجود يك تك درخت هم غنيمت است آنهم نه به ميوه و ثمره نه فقط سايه ي آن، آن نهيب گرما را بزدايد و اينكار خنكاتي نسيم را در وجود مان ساري كند. پس دوست درد آشناي صحرا . . .
بارها در اينچه برون، كرند و آق توقاي بدنبال همان سايه اي گشتهايم تا از هلاكت گرماي وحشتناك رهايي يابيم، پسبخاطر همه ي كساني كه زيراين آْسمان آبي بي ابر و دريغ اين سايه بان را ازما دريغ نكن، چرا كه در اين و انفاي كار فرهنگي حتي سايه ي يك درخت هم به اندازه ميوه و ثمر ارزش دارد.
دکتر ارازمحمد سارلی عضو هیئت علمی دانشگاه مدیر نشر مختومقلی فراغی گرگان 2009 / 1388 |