 بی بی حمیده محمدنیازی ( نویسنده و سردبیر فصلنامه فراغی ) به گزارش سایت turkmennashr.com و به نقل از فصلنامه فراغی عروس یا گلین از آن روزی که پا به خانه شوهر می گذارد تابع قوانین مرسوم ایل شوهر است . گلین زمان زیادی ندارد تا این مراسم را بیاموزد و گرنه در مضان سرزنش و تحقیر از سوی (قاین انه)مادر شوهر و یا سایر افراد وابسته به ایل قرار گیرد . این موضوع در گذشته اعتبار بیشتری داشت تا امروزه تا پنجاه سال پیش گلین ها مطابق آئین کهن ترکمن مجبور بودند بعد از ازدواج یک الی دو سال را جدای از خانه شوهر و در کنارپدر و مادر زندگی کنند . احتمالا همان چیزی که در بین ایرانیان به نام فاصله عقد کنان رایج است وفا صله عقد کنان تا ازدواج چنین زمانی را می طلبد . طبق عرف گلین بعد از دو شبانه روز . . .
اقامت در خانه شوهر می رفت تا روز های طولانی به انتظار نشیند گفته اند که گلین جهت کسب تجربه و مهارتهای شروع زندگی مشترک به خانه پدری بر گشته است تا جزئیات خانه داری را از مادر فرا گیرد . حقیقت آن است که علاوه بر این موضوع که در جای خود اهمیت زیادی داشته ، دختران دم بخت سن كمي داشته اند. بعبارت بهتر سن ازدواج بسیار پایین بوده به گونه ای که به محض رسیدن به سن بلوغ مراسم ازدواج بر پا می شده است . امروزه که دیگر مدرنیسم تا اعماق تار و پود جامعه ما رخنه کرده است. آیا گلین ها همانند گذشته پایبند آداب وظواهر سنن قومی هستند ؟ ! آیا آنان می توانند مانند گلین های گذشته به یاشماق و ادای احترامات ویژه به پدر و مادر شوهر، برادر شوهر و سایر بستگان شوهر رضایت دهند. اغلب خانواده هایی که پیوند فامیلی فاکتور تعیین کننده در اتخاذ تصمیمات است و قانون خویشاوندی و علقه های عشیره ای در بین آنان معتبر است .گلین ها در چار چوب این مناسبات مجبور خواهند بود تنظیم کننده روابط با اطرافیان باشند . در این صورت از دستیابی به پاره ای مطالبات عروس های امروزی محروم خواهند شد . از طرف دیگر مورد پذیرش قرار گرفتن در چنین مجموعه واحد خود شوق و صفای دیگری دارد . آن وقت راحت تر می توان در جمع خودی ها راه نفوذ باز کرد اما استقلال طلبی اولین و آخرین خواسته یک گلین با مشخصات مدرنیسم امروزی است . حق اوست که از امر و نهی درست و نادرست به یک سامان جدید در زندگی مشترک برسد . همچنانکه حق اوست که در خانه مستقل و شغل مناسب و در آمد خوب ، تحصیلات بهره مند گردد . از گردش ، تفریح و کسب تجارب برای بهبود معیارهای زندگی نیز استفاده کند در این حال حق اوست که راه و رسم دیرینه نیاکان را به فراموشی نسپارد. در اين مورد در شهر های دور تر مشکلات گلین ها بیشتر نمود پیدا می کند . محيط او را مجبور مي كند تا از لباس تركمني خود فاصله بگيرد . با نوزاد خود جهت هماهنگي با محيط به زبان غير تركمني صحبت كند. آموزش و پرورش فرزند را مطابق فرهنگ غالب جامعه ساماندهي كند.
اگرچه در بادي امر اين تلاش ها يك نوع موفقيت در هماهنگي با محيط بشمار مي رود ليكن در عمق ماجرا واقعيت چيز ديگري است. بقول شاعر دانا مختومقلي / ايليندان آيرا دوشان – جهدا در يولي گورالار هر كسي كه از بستر فرهنگ خود جدا شود در حسرت وصال مجدد به آن است. در اينجا گلين حق دارد تا به سر چشمه زلال فرهنگ خود بازگردد و فرزند خود را از آن سيراب كند . آموزش زبان و پند و اندرزهاي تركمني خواندن سرود ها و لالايي هاي تركمني در گوش دلبند خود يك آموزش غير مستقيم است . و رمز ماندگاري قوم و ايل و تبار. درگذشته اتفاق افتاده است كه دختران بالغ و نابالغ را در اثر هجوم وحشيانه از تركمن صحرا مي بردند . داستان طوفان بي بي را هيچوقت فراموش نخواهم كرد . او در دوره ناصرالدين شاه در اثر حمله شبانه به روستاي آقچه ملا به تهران برده شد و جزو سوگلي هاي شاه گرديد . آري در گذشته گلين ها دزديده مي شدند . تا فرزندانشان نيز بويي از آداب و سنن آبا و اجداد نبرده باشند. اما اكنون فكرها را مي ربايند تا از گذشته مان چيزي ندانيم و اگر مدرنيسم بگذارد تا با آموخته هاي قومي و دين خود فرزندانمان را از مهر مادري سيراب كنيم آنوقت مي توانستيم تأثير مدرنيسم بر گلين ها را راحت تر بپذيريم.
|